
اردیبهشت مقاومت| پیش بینی های آقا رضا درباره شهادتش درست از آب درآمده بودهفت سال از حماسه خان طومان گذشت؛ فاطمه حلما 10 ساله و محمد طاها هشت ساله شدند، خاطره شب وداع یا همان شبی را که پیش بینی های آقا رضا حاجی زاده درباره شهادتش درست از آب درآمده بود مرور می شود. - درباره نحوه شهادتش حرف می زد، بچه ها را چندین بار در آغوش می کشید، مریم خانم مشغول جمع کردن وسایل و مرتب کردن کوله پشتی همسرش شده بود. می گوید؛ حس و حال عجیبی داشت، بچه ها خواب شان برده بود و ساعت 12 شب را نشان می داد، برخلاف همیشه این بار بدرقه طولانی شد و به کوچه رسید (رضا هرگز نمی گذاشت برای بدرقه اش از درب ورودی خانه به بیرون بیایم) اما این بار می خواست تا آخرین لحظه تماشایش کنم، یک قدم به جلو می رفت و سرش را برمی گرداند تا اینکه دور شد. 16 اردیبهشت ماه 1395 که از راه رسید، در خانه در کنار دو فرزندش مشغول شیر دادن به طاها بود، نزدیک غروب ناگهان حس کرد سنگی بزرگ بر روی پشتش نهاده اند و نفسش گرفته، سنگینی ای که از آن روز به بعد همچنان حسش می کند. حالش خوب نبود در فضای مجازی یک به یک گروه ها و کانال ها را چک می کرد، ناگهان دید داخل گروه همسران پاسداران همه او را خطاب قرار داده و بزرگش می خوانند تعجب کرد، سری به کانال های خبری زد و متنی با این مضمون که رضا حاجی زاده به شهادت رسید را دریافت کرد، دنیا روی سرش خراب شد. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |